خرید بک لینک

هموطنم تسلیت

Image result for u202bتسلیت متحرکu202c

Related image

سلام زلزله دیشب که آمدی

من ولیلا و حمید را در خواب بردی نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آورا پیدا می کنند یا نه ...

تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم

راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟

دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد

ساکتِ ساکت ، برای همیشه...

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود ،

پیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و ...حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس

آبجی من هستم ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من ..

می دانی زلزله ، ما که رفتیم ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند هم آنهایی که هیچ گاه در

روستایمان ندیده بودیم شان. لودر هم آورند ،با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا ولی ما دیگه نبودیم

اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ...

بگذریم لودر که می دانی چیست همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه از آن استفاده

می کنند ودر روستا ها ، برای برداشتن آوار از سر مردم

می دانی زلزله به چه فکر می کنم به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی

و به زنده های لودر و همدلی ندیده به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،

آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند

تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند

دلم برای لیلا و حمید و مریم های روستاهای بعدی می سوزد

می دانی زلزله

ما که رفتیم

ولی خدا کند روزی بنویسند :

" ز" مثل زندگی

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 14:32

صفحه بندی